تبليغاتX
عشق بچه بازی نیست
به نام حق که الحق بهترین است

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟

هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي...

ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي...

 ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه...

بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن...

بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...

بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...

بهم نگفتن...

نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...

نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 14:28  توسط سحر | 

 

 

یک دل تنها

دیگر این دل آن دلی نیست که در آرزوی یک یار با وفا باشد ،

این دل از بی وفایی خود نیز بی وفا شده است....

دیگر این دل آن دلی نیست که در انتظار یک همزبان و همیار باشد ،

این دل از تنهایی خرد خرد شده است....

دیگر این دل آن دلی نیست که کسی را دوست داشته باشد ،

این دل از شکست و بی محبتی بی احساس شده است....

دیگر این دل آن دلی نیست که در تب و تاب یک لحظه عاشق شدن باشد

، بی قرار باشد ، چشم انتظار باشد ، این دل از انتظار خسته شده است....

دیگر این دل آن دل سرخ و با احساس نیست ، این دل احساساتش همه سوخته شده است....

دیگر این دل آن دل پر غرور نیست ، این دل غرورش شکسته شده است....

دیگر این دل هیچ همدل و عشقی را ندارد ، آری این دل اینک تنهای تنها شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 9:42  توسط سحر | 
                       
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 15:39  توسط سحر | 

به پندار تو:

جهانم زيباست!

جامه ام ديباست!

ديده ام بيناست!

زبانم گوياست!

قفسم هم طلاست!

بر اين ارزد كه دلم تنهاست؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 15:37  توسط سحر | 

داداشی جونم خیلی دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 7:35  توسط سحر | 

 

این گل برای دوستای گلم (آتنا.نادیا.شیرین.سمانه)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 7:20  توسط سحر | 

عشق از نظر هاي مختلف

 
۱-عشق از ديد دانشمندان:آنتوان برت:اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است
 ۲-لرد بايرون:عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست
 ۳-ديز رائيلي:همه بخاطر عشق زاده شدهايم .... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان
۴- آنست فرانگلين:اگر مي خواخيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد
و اما عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون:
 1.عشق از ديد جاج آقا:استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه:خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )
2.عشق از ديد يك رياضيدان:عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه:آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )
3.عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه:والا زمان ما عشق مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه:هوي فاطي شام چي داريم ؟ )
 4.عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ):اوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه:خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم )
5.عشق از ديد ننه بزرگم:نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر بتـــــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه:بريم خواستگاري ... )
6.عشق از ديد دوست دخترم:عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتيز گرفته ! تو حتي حاضر نيستي واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري ؟!
( جمله عاشقانه:عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )
 
7.عشق از ديد غلام شوفر:رادياتور عشق من از برايت جوش آمده !
 باور نداري بر آمپرم بنگر!
 ( جمله عاشقانه:عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )
 8.عشق از ديد دختراي ترشيده:خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه:يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )
...
 10.عشق از ديد بابام:آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست‍ ؟( جمله عاشقانه:برو دختر حاج آقارو بگير )
11.عشق از نگاه ننم:وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه:اوا غذام سوخت )
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 0:55  توسط سحر | 

ولادت با سعادت امام علی (ع)

و روز پدر رو به همه ی شما عزیزان تبریک میگم

پدر عزیم روزت مبارک

بابا جون

نمی دونم با چه زبونی می تونم از شما به خاطر زحمت هایی که برای من کشیدین تشکر کنم

خیلی خیلی دوستتون دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 0:46  توسط سحر | 
                                                                          

                                                        

چقدر سخته منتظر كسي باشي كه هيچ وقت فكر آمدن نيست.

مهمان عزيزي باشي كه فانوس خانه اش روشن نيست.

چقدر سخته آدم را از آرزوهايش دور كنند و اورا به مسير ناخواسته ای

 مجبور كنند.

چقدر سخته دست نوشته هايت را نخوانده خاك كنند واسمت را از خاطره ها پاك كنند.

انتظار ديدن تو كوله باري سنگين است كه به دوش ميكشم ...

انتظار شيريني است ...

درديست كه دوستش دارم !!!

غمي است كه رنجم مي دهد ...

غمت را هم دوست دارم !!!

 

چه قدر سخته تو تابستون با غريبی آشنا شی

يا اينکه وقتی بهار شه يه جوری ازش جدا شی

چه سخته بی بهونه ميوه کال رو چيدن

به خدا کم غصه ای نيست چند روزی تو رو نديد

چه سخته اون کسی که ميگفت واسه چشات ميمیره

بره و ديگه سراغی از تو و چشات نگيره

 

می خواهم تا ابد عاشق بمانم

می خواهم برای عشق بخندم و برايش گريه كنم

می خواهم با عشق به خدايم برسم

می خواهم عشق را ثابت كنم

می خواهم برای عشق بميرم

می خواهم برای تو بميرم

 

  

 

خنده تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست

گاهی شکستن دلی ، کمتر از آدم کشی نیست

گاهی دل اونقدر تنگ می شه که گریه هم کم می یاره

یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره

بالا رفتیم ماست بود ، اون پایینا دوغ بود

قصه عشق ساده، انگار همش دروغ بود

 

روزها ديوانه و شبها دلتنگم

شاید از بي قراري هام
از من، بدون تو
!
فکر نبودنت ، و چرا از نموندن ها
! …


دیگه از باران نوشتن برام سخت شده،
شايد مي خوام از خودم بگم
!
از پشيماني ام از روزهایی كه رفته و من سالها گذرانده ام
از خودم كه نمي توانم راهي از قلب به زبانم پيدا كنم
تا تو بداني در دلم چه مي گذرد
از خودم كه فقط مي توانم از يادت بگم
و از خستگي هام، كه هر چه تلاش مي كنم باز


دلم تنگ است!

وقتی که دلتنگم ، وقتی که شبهایم تاریک است ، وقتی که بی قرارم تو را می خواهم
می خواهم با دستهایت مرا نازش کنی ، می خواهم با صدای زیبایت مرا

صدا کنی
تو را می خواهم ای زیباترین و ای تنهاترین کس من

اکنون که دلتنگم و سیاهی و ظلمت شب برایم طاقت فرصاست

و اکنون که آسمان عشق من بی ستارست و شبها برایم بدون تو جز سکوت

و تنهایی چیزی بیش نیست ، می خواهمت

ای بهترین من ، ای زیباترین من و ای بالاترین و تنهاترین امید من ، تو را

می خواهم
ای تک ستاره من با من همراه شو تا با هم ستاره ای شویم که

 آسمان تاریک
شبهای بی ستاره را با هم درخشان کنیم

 

((... سرمایه های یک دل ، حرفهایی است که برای نگفتن دارد... ))

 

نميگم جاي تو روي چشمام چون اگه گريه كنم خيس ميشي

نمي گم جاي تو توي دستام چون اگر باز كنم پر ميكشي

نمي گم جاي تو توي قلبمه چون اگه بشكنه زخمي ميشي

نمي گم جاي تو توي ذهنمه چون اگه خراب بشه؛ خراب ميشي

نمي گم جاي تو توي حرفام چون اگه سكوت كنم خسته ميشي

نميگم جاي تو توي يادمه چون اگه پير بشم كهنه ميشي

من ميگم جاي تو هر كجا كه باشه، دوستت دارم.

پروردگارا! سجاده تنهاييم را تنها براي تو مي گسترانم كه همواره مونس بي قراري هايم بوده اي و برگ برگ وجودم را به نسيم نگاه تو مي سپارم تا با شبهاي مناجات، سبز و با طراوتش گرداني و از مرداب ياس و نااميدي برهاني و به بيكرانه هاي اميد و ايمان رهنمونش سازي به رحمتت اي مهربان ترين مهربانان

برای عشق...

برای عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

خدايا

به من توفيق عشق بي هوس، تنهايي در انبوه جمعييت، دوست داشتن بي

آنکه دوست بداند عطا کن

من بهترين صفتي راکه براي خود مي پسندم صداقت وصميميت است واگر هم کم داشته باشم لااقل ان را سخت دوست خواهم داشت زيرا عزيزترين حالتي است که يک انسان مي تواند داشته باشد.

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست و جانشين همه نداشتن هاست نفرين و آفرين ها بي ثمر است اگر تمامي خلق گرگهاي هار شوند و از آسمان هول كينه بر سرم ببارد تو مهربان جاودانه هميشه خواهي بود..

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 2:20  توسط سحر | 

روز مادر رو به همه ی مادرای عزیز مخصوصأ مادر عزیزم تبریک میگم

مامان جون خیلی دوستت دارم...

اگه دنیا رو هم زیرپاهات بریزم بازم کمه وکارهایی که برای من کردی رو نمیشه باهاش جبران کرد

ولی خوشحالم چون خدا جون خودش جواب زحمت هایی رو که برام کشیدی 

می ده ...

(اونم بهشته)...

البته این روز متعلق به همه ی خانم هاست ...

                

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 1:58  توسط سحر | 
                    
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 15:33  توسط سحر | 

دلا آن کس به جنت هست لایق

کزو یک دل نرنجید از خلایق

میان شاهدان آن کس شریف است

       که قبل از پرسشی گوید حقایق   

  

     

        

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 10:33  توسط سحر | 

لذت بردن از زندگی آسان است

ارزش واقعی بخشیدن به زندگی مشکل

دعا کردن در شبها آسان است

یافتن پروردگار در چیزی کوچک مشکل

گفتن دوستت دارم آسان است

نشان دادن عشق و محبت مشکل

انتقاد کردن از دیگران آسان است

بر طرف کردن عیب های خودمان مشکل

اشتباه کردن آسان است

تجربه کسب کردن از اشتباهات مشکل

اشک ریختن بر سر عشق از دست رفته آسان است

نگه داشتن عشق کسی در دل طوری که از دست نرود مشکل

دریافت کردن آسان

بخشیدن مشکل

با کلام دوستی ها را حفظ کردن آسان است

معنا دار کردن دوستی ها مشکل

خواندن این مطالب آسان است

عمل کردن به آنها مشکل...

      

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 10:19  توسط سحر | 

نمي دانم دلم گم شده يا اوني که دل به او سپردم!

نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.

نمي دانم اعتماد بي جا کردم يا بي جا به من اعتماد کردند.

نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.

نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او. او قدر ندانست يا

من, نمي دانم.....

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 14:56  توسط سحر | 
                 
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 14:48  توسط سحر | 

در خواب ناز بودم شبی...

               دیدم کسی در می زند          

                          در را گشودم روی او                             

                                 دیدم غم است در می زند.

        ای دوستان بی وفا

                   از غم بیاموزید وفا...                

          غم با آن همه بیگانگی هر شب به من سر می زند

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 15:1  توسط سحر | 

                                             اون چیزی که دوستش داری هر جوری می تونی بدستش بیار

قبل اینکه مجبور بشی اون چیزی که بدست آوردی دوستش داشته باشی

           

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 15:19  توسط سحر | 

از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش،
شايد ديگر هيچ كس را مثل او دوست نداشته باشي.
از كسي هم كه دوستت دارد به آساني مگذر،
شايد هيچوقت هيچ كس را مثل تو دوست نداشته باشد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 3:30  توسط سحر | 

اگر سنگی و ریگی در بستر آب نبود،

آب سرودی سر نمی داد

اگر تنها از امید انتظار معجزه داری در اشتباهی

امید باید با حرکت توأم باشد.

اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد،

سعی و عمل دیگر معنی نداشت...

        

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 14:20  توسط سحر | 
                                  

                                                        به تو ساده دل ندادم

                                                         كه بري ساده ز يادم

                                                            من هلاك بودن تو

                                                      بي تو شمعي رو به بادم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 15:44  توسط سحر | 
                                  

زیر بارون گریه کردم تا تو اشکمو نبينی.
نگاه اولت بر من اثر کرد
نگاه دومت دیوانه ام کرد
نگاه سومت عاشق ترم کرد
نگاه آخرت خاکسترم کرد !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 2:55  توسط سحر | 
                           

در گذر گاه زمان خیمه دهر

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد

عشق ها می میرند

رنگها رنگ دگر می گیرند

وفقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ

دست نا خورده به جا می ماند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 1:39  توسط سحر | 

غرورم محكوم شد به خردشدن.....

 احساسم محكوم شد به بازي گرفته شدن.....

 دلم محكوم شد به تير خوردن.....

چشمانم محكوم شدند به باريدن....

 خاطراتم محكوم شدند به فراموش شدن......

 و اما....

عشقت محكوم شد كه اسير بشود در ميان قطره قطره خونم....

 در ميان جاي جاي قلبم....

 و در ميان تكه تكه هاي قلب تكه تكه ام....

. آدم بعضي وقتها براي دل ديگران بايد از دل خودش بگذره

دنیا را بد ساخته اند...
کسی را که دوست می داری تو را دوست نمی دارد
کسی که تو را دوست دارد دوست نمی داری
اما کسی که دوستش می داری و او هم دوستت دارد
به رسم و آئین به هم نمی رسند و این رنج است...
زندگی یعنی این ............

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 1:19  توسط سحر | 
سلامي با طنين جاودانه ي سكوت

در مذهب عاشقان قرار دگر است

وين باده ناب را خمار دگر است

هر علم كه در مدرسه حاصل گرديد

كار دگر است و عشق كار دگر است

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 17:7  توسط سحر | 
 از بهار پرسيدم عشق يعني چه:گفت تازه شکفته ام نمي دانم

 از تابستان پرسيدم عشق يعني چه:گفت در گرماي وجودش غرقم نمي دانم...

از پاييز پرسيدم عشق يعني چه:گفت در هزار رنگ آن باخته ام نمي دانم...

از زمستان پرسيدم عشق يعني چه:گفت سرد است و بي رنگ

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 16:44  توسط سحر | 
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین رازو معما نه تو خوانی و نه من

هست در پس پرده گفت و گوی من وتو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 11:12  توسط سحر | 
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 11:6  توسط سحر | 
خداوندا

تو می دانی که انسان بودن و ماندن

 در این دنیا چه دشوار است

چه زجری می کشد آن کس

که انسان است و از احساس سر شار

                

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 11:1  توسط سحر | 
خدايا !....

آنکه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت......

خواهشي دارم...

 تو در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش نگذار  ...

                                  

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 5:57  توسط سحر | 
                                                   
+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 5:16  توسط سحر |